ابرک شلوار پوش
Saturday، July 26، 2008
حكايت ما و ماشين هاي مونتاژي
ميرزا ملكم خان در رساله "كتابچه غيبي" خود مي نويسد:"... نخستين درسي كه وزراء ايران بايد فراگيرند آن است كه پيشرفت اروپائيها در وهله اول به صنايع و اختراعات آنها نيست بلكه به آيين تمدن آن هاست... " برچسبها: تاريخ معاصر
مي گويند روزي كسي نزد گاندي رفت و گفت كه براي كارشان به بيست هزار دلار(شايد دو هزار دلار) نياز دارند تا يك دستگاه فتوكپي بخرند. گاندي به ايشان پولي دو برابر داد و گفت به جاي خريدن يك دستگاه فتوكپي، بهتر است يكي بسازند...
حالا حكايت ماست. حالا هي بياييم و ماشين هاي مونتاژي بسازيم... 1
posted by سجاد صاحبان زند at 7:59 AM
0 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟
يک نويسنده افغاني نامزد بوکر آسيايي شد
برچسبها: ادبيات
posted by سجاد صاحبان زند at 4:26 AM
0 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟
Friday، July 25، 2008
لولو خورخوره قانون
برچسبها: تاريخ معاصر
رفيق: مي گفتيد شاه عزم را جزم كرده كه اين قوانين را مجري دارد.1
وزير: شاه بسيار چيزها را عزم ميكند اما از عزم تا اجرا خيلي راه است. چيزي كه مرا في الجمله مشوش مي دارد اين اصرار شاه است كه گاهي در تغيير اوضاع ظاهر مي نمايد من نمي دانم اين تنظيمات فرنگي را چطور ذهني شاه كرده اند و هر گاه شاه را به حالت خود بگذاريم، يقين بدانيد كه تا يك ماه ديگر ما را مثل وزراي فرنگستان در ميان قوانين محصور مي سازد...."1
هر چند كه ملكم خان در قانون پذيري و اصلاح ناصرالدين شاه اغراق ميكند تا نظر او را جلب خود كند و هندوانه بغلش بگذارد، اما لپ كلام خواندني و شنيدني است. ما ايرانيان از قانون گريزانيم و فايده آن را نمي دانيم. قانون بد و اجراي آن بهتر از بي قانوني است.1
posted by سجاد صاحبان زند at 7:16 AM
0 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟
Wednesday، July 23، 2008
سوال اميركبير از ما
برچسبها: تاريخ معاصر
چه كسي براي اين سوال امير كبير پاسخ دارد؟
posted by سجاد صاحبان زند at 6:11 AM
0 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟
Monday، July 21، 2008
من، نيچه و حرف هاي درگوشي
برچسبها: انديشه
اما يكي از نكاتي كه "نيچه" مطرح ميكرد، بحث آزادي و خود بودن است. هرچند كه پايان بندي فيلم اين موضوع را هم به گند ميكشيد، اما همان طرح موضوع براي من جالب بود. يك آدم در چه زماني احساس آزادي ميكند؟ چه زماني حس ميكند كه به همه آن چيزهايي كه ميخواهد رسيده است؟ به نظر من هيچ وقت. آدم اگر آدم باشد، هيچ وقت حس رهايي و آزادي نخواهد داشت. صد در صد. هميشه چيزهايي كه دلت ميخواهد و نميتواني به آن ها برسي.حتي وقتي بخواهي ديگران را دوست بداري، گاهي خودشان اجازه نميدهند. دنياي جالبي است. شايد شبيه همان چيزي كه سهراب ميگفت:"هميشه فاصله اي هست؟"
"نيچه" دوباره من را برد به شهر كوچه هاي قديمي. اولين آشنايي ام با او خنده دار تر از آن است كه بخواهم بنويسم. يك حادثه. علاقه به زرتشت، كتاب "چنين گفت زرتشت" نيچه را به خانه ام آورد كه شرح خريدنش خود داستاني ديگر است. و بعد "فراسوي نيك و بد". نيچه به من آموخت كه بازي و ادا را كنار بگذارم و خودم باشم. اما واقعي بودن هميشه با پرداخت هزينه همراه است. هميشه سو تفاهم در پي دارد. همه دوست دارند برايشان بازي كني. توي واقعي را دوست ندارند....همه اين ها بعد از ديدن فيلم چرند نيچه به سراغم آمد. از اين جهت من به اين فيلم مديونم. از اين جهات و از چند جهت ديگر كه نتوانستم توي اين متن بنويسم. چرا؟ اولش كمبود جا و دوم اين كه بعضي از حرف ها را بايد درگوشي گفت.1
posted by سجاد صاحبان زند at 1:02 AM
0 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟
Wednesday، July 02، 2008
كابوسهاي شب تولد
امروز روز تولدم است. نميخواهم بار ديگر از دلهرههايم بگويم وقتي كه روزهاي رفته را ميشمارم. ميخواهم از يك خواب بنويسم...يك خواب. برچسبها: روزنوشت
حالا من در حال ديدن خوابي هستم كه اگر شبيه به كابوس نباشد، چيزي از اردوگاه اجباري كار سيبري كم ندارد. حس ميكنم سرماي عجيبي دور و برم را گرفته و ميان دريا را قبرهاي بزرگي گرفته است. دستي از يكي گور كه نزديك تر است، بر آمده و مثل كسي كه قصد شعار دادن دارد، مشت شده است.
كسي آن طرف خوابها نشسته كه ميتواند نجاتم دهد. اما نميتوانم بيدار شوم. ياد اثري از مرتضي مميز ميافتم. او قسمتي از راهرو موزه هنرهاي معاصر را به چاقوهايي اختصاص داده بود. چاقوها از سقف آويزان بودند و كسي نميتوانست سرش را بياورد بالا. حس ميكنم مميز هم اين را در كابوسي ديده بود. من هنوز خوابم. كسي در بيداري منتظر من نشسته و من نميتوانم بيدار شوم. حس ميكنم تعبير "دستي ميان دشنه و ديوار" به شكل مبهمي دربارهام اجرا ميشود. چند شمع روشن فردا منتظرم است؟ نمي دانم. كودكيم را ميبينم. دستي كه از ترس افتادن از ارتفاع به ديوار حلقه بسته است...آلمانيهايي كه به سوي هم شليك ميكنند، من به نقش آنها با كلاهي آهني، در يك راهروي با تاريك روشن عجيب، ميدوم. صدايم در نميآيد و حس ميكنم در خفه شدنم...
امروز روز تولد من است.
posted by سجاد صاحبان زند at 6:59 AM
0 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟
پاموك هنرمند نظم آلماني را به هم ميزند
برچسبها: ادبيات
حضور در مراسم فرهنگي مختلف سبب شد تا اين نويسنده نتواند رمانش را بهموقع تمام كند و به همين دليل افتتاحيه شصتمين دوره نمايشگاه بينالمللي كتاب فرانكفورت با همه نظمي كه در چند سال گذشته داشته، با تغييراتي همراه شود، اين برنده نوبل ادبي سال 2006، ديروز دكتراي افتخاري خود را از دانشگاه امريكايي بيروت دريافت كرد. مسوولان اين دانشگاه دليل اهداي اين افتخار فرهنگي را فعاليتهاي اجتماعي وي عنوان كردند. اورهان پاموك ميهمان ويژه نمايشگاه كتاب فرانكفورت امسال است كه ميانه مهرماه امسال برگزار ميشود. او در كنار 350 نويسنده و 150 ناشر هموطنش در اين نمايشگاه حضور مييابد تا به عنوان كشور ميزبان، ادبيات و فرهنگ تركيه در اين رويداد بزرگ فرهنگي پاس داشته شود. در افتتاحيه اين نمايشگاه به احتمال فراوان عبدالله گل رئيسجمهور تركيه نيز حضور خواهد داشت، اما با اخباري كه بهتازگي توسط خبرگزاريها مخابره شد، حضور پاموك در كنار عبدالله گل در هالهيي از ابهام قرار گرفته است. پيش از اين قرار بود اين مراسم به نوعي با رونمايي كتاب «موزه بيگناهي» همراه باشد كه پاموك چند روز پيش اعلام كرد نميتواند كتاب فوق را به موقع به پايان برساند. از همين رو موزه هنري شهر فرانكفورت كه قرار بود نمايشگاهي مرتبط با اين رمان برگزار كند، برنامههاي خود را لغو كرده. اما هنوز خبري مبني بر تغيير افتتاحيه نمايشگاه كتاب فرانكفورت مخابره نشده است. به تعويق افتادن رمان «موزه بيگناهي» همچنين سبب شد تا انتشار ترجمه آلماني آن نيز به عقب بيفتد كه قرار بود توسط انتشارات كارل هانسر به چاپ برسد. اورهانپاموك به نوعي نوبل ادبي خود را وامدار نمايشگاه كتاب فرانكفورت است. او بعد از اظهارنظر جنجالياش درباره كتاب ارامنه در تركيه كه در گفتوگو با يك نشريه سوئيسي منتشر شد، بارها به دفاع از آراي خود پرداخت. اظهارات او در نمايشگاه فرانكفورت سال 2006 كه كمي پيش از اعلام برندگان نوبل ادبيات روي داد، بهطور حتم تاثير فراواني در جلب نظر داوران اين آكادمي داشت. در آن روزگار كتابهاي پاموك به كمتر از ده زبان زنده دنيا ترجمه شده بود، اما هماكنون او وضعيت ديگري دارد.1
حضور عبداللهگل در كنار پاموك در افتتاحيه شصتمين نمايشگاه كتاب تركيه، ميتواند گامي ديگر باشد براي پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا؛ مسالهيي كه همواره مورد علاقه اين نويسنده ترك بوده است.1
در كنار نويسندگان ترك حاضر در نمايشگاه، نويسندگاني از اقليتهاي قومي و مذهبي تركيه نيز در اين رويداد حضور مييابند. امسال سال تركيه در نمايشگاه خواهد بود و به اين مناسبت 300 نشست و ميزگرد در قالب 40 كنفرانس علمي در اين رابطه برگزار خواهد شد. علاوه بر نويسندگان تركيهيي تعدادي از هنرمندان تئاتر، هنرهاي تجسمي سينما و تلويزيون تركيه نيز در فرانكفورت حضور مييابند.1
posted by سجاد صاحبان زند at 6:57 AM
0 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟