ابرک شلوار پوش
Friday، February 05، 2010
ویروس هایی که بهم می خندیدند
کلی پول دادم و یک جعبه بزرگ خریدم که فقط یک سی دی کوچک در آن بود. آنتی ویروس عزیز را نصب کردم، به سرعت آپدیتش کردم و همان لحظه هم کامپیوترم ( اصلا نمی تونم از رایانه استفاده کنم، چون به سرعت با یارانه اشتباه می گیرمش) را به دستش دادم که اسکنش کند. ( چه ارتباطی بین اسکن و اسکناس وجود دارد؟ من که نمی تونم همه اسرار شخصی ام رو اینجا رو کنم. ) همین جور که عدد یک به سمت صد حرکت می کرد، ویروس های قرمزی را می دیدم که آنتی ویروس عزیز شناسایی می کرد. خلاصه کلام اینکه چهار پنج تا ویروس را شناسایی کرد. از من خواهش کرد که اجازه دهم ویروس ها کشته شوند. من هم در با غرور تمام، جشن ویروس کشان گرفتم. اگر بدانید وقتی ویروس ها کشته می شدند، چه ناله ای می کردند...داشتم کیف می کردم. جای همه شما خالی...
بعد که ویروس ها کشته شدند، درست مثل ناپلئون بناپارت، وقتی از یک جنگ بزرگ بر می گشت و به سراغ ژوزفین می رفت، به همه پز می دادم که من حالا یک آنتی ویروس اورژینال دارم و ویروس ها را له می کنم.
ماجرا را همین جا داشته باشید و ماجرای یک هفته بعد من را بخوانید. کامپیوتر را روشن کردم. می خواستم یک سی دی صوتی بگذارم و وقتی که می نویسم، یک آهنگ عشقولانه توی گوشم بخواند.( باز هم که سوال های خصوصی می پرسین؟) . اما داریو سی دی موجود نبود(نصف این جمله هیچ ربطی به فارسی نداشت). هر چه گشتم، درایو سی دی را پیدا نکردم تا سی دی بخواند. کامپیوترم ویروس گرفته بود، آنهم با یک آنتی ویروس مثلا اورژینال. راستی در طول این یک هفته هم حسابی آپدیتش کرده بودم و آن هم مثلا آپدیت شده بود. اما باز هم ویروس ویروس ها له ام کرده بودند. همه صحنه هایی را پیش خودم تجسم کردم که مثلا ویروس ها کشته می شدند و ناله می کردند.
دقیقا ویروس ها را می دیدم که بهم می خندند.
posted by سجاد صاحبان زند at 12:27 AM
4 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟
Tuesday، February 02، 2010
امروز چه اتفاقی در ورزشگاه آزادی میافتد؟
اما نکتهای که برای من آبیپوش مهم است، بازی امروز تیم محبوبم در ورزشگاه آزادی است، همان ورزشگاهی که 36 سال پیش برای بازیهای آسیایی تهران ساخته شد و هنوز بهترین ورزشگاه ایران است. این بار استقلال میبرد؟ پرسپولیس میبرد؟ مثل همیشه مساوی می شود؟
چند وقتی است که همه چیز را سیاسی تعبیر میکنیم. دیروز که وبلاگها را مرور میکردم، چند تعبیر خیلی نزدیک به هم دیدم. یکی از وبلاگها که اسمش یادم نیست، نوشته بود که بازی فردا( یعنی امروز) حتما برنده خواهد داشت، چون اگر بازی برنده نداشته باشد، طرفدارهای آبی و قرمز دیگر نمیتوانند با هم کل کل کنند و در نتیجه ممکن است از سربیکاری، شعار سیاسی بدهند. استدلال را میبینید؟ واقعا که آدم اگر شاخ درنیاورد، جای تعجب دارد.
فکر کنید که بازی مساوی شد. آیا آدمهایی را که از سر بیکاری حرف سیاسی میزنند، میتوان جدی گرفت؟
وبلاگ نوشته بود که بازی حتما به نفع پرسپولیس تمام خواهد شد، چون دیروز ( یعنی دو روز قبل)، کفاشیان به باشگاه قرمزها رفته و احتمالا به آنها قول داده که داوردر دقیقه 86 یک پنالتی به نفعشان میگیرد.
حالا بازی امروز چند چند میشود؟ ببنیم و بدانیم چون به نظرم هیچوقت نمیتوان فوتبال را پیشبینی کرد. شاید کفاشیان به علی دایی گفته باشد که تیمش حتما باید امروز ببازد.
posted by سجاد صاحبان زند at 11:16 PM
4 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟
Tuesday، May 13، 2008
فمنيستها نخوانند و نبينند
posted by سجاد صاحبان زند at 5:21 AM
0 نظرتون درباره اين مطلب چيه؟